|
منصور: با سیاستهای خام، اقتصاد ایران در معرض طوفان است
۱۳۸۸/۰۸/۱۸
مهرداد سپهری
رادیو فردا:
جبهه مشارکت در بیانیهای به مناسبت انتشار گزارش اقتصادی بانک مرکزی درباره سه ماهه چهارم سال ۱۳۸۷ اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی توصیف کرده است.
در این بیانیه آمده است: گزارش بانک مرکزی نشان میدهد که اقتصاد ايران به رغم برخورداری از درآمدی بیش ازهشتاد و یک و ميليارد دلار حاصل از صادرات نفت و گاز، بیش از هجده ميليارد دلار صادرات غيرنفتی و واردات شصت و هشت و نیم ميليارد دلاری، نرخ رشد اقتصادی اش در شش ماهه اول سال ۸۷ برابر دو و هشت دهم درصد ( يکی از پايينترين نرخهای رشد در دهه اخير) بوده است و به احتمال قوی در کل اين سال نيز همين حدود خواهد بود .
اگر ایران از شرایط سیاسی درونی و بین المللی مساعد برخوردار بود، واقعی کردن قیمت ها می توانست به زیانی با ابعاد نجومی و در همان حال، به یکی از مهم ترین موانع بازسازی اقتصادی در این کشور پایان دهد. پیآمد های ناگوار اما گذرا و حتی تکان های دردناک اما موقتی این ابتکار نیز می توانست، با همکاری و اتحاد بخش بزرگی از نیرو های هوادار اصلاحات، برای عبور از یک گذرگاه سخت اما پرهیز ناپذیر و عافیت بخش، کاملا قابل تحمل شود. شمار زیادی از کشور ها در مناطق گوناگون جهان، از اروپای خاوری گرفته تا آمریکای لاتین، این شوک درمانی را پذیرفتند و ره به سلامت بردند.
مسئله در آنجا است که ایران در شرایط عادی نیست.
دکتر حسن منصور، اقتصاددان ساکن لندن در گفتوگویی با رادیو فردا از مفاد این بیانیه میگوید و ابتدا به این پرسش پاسخ میدهد که چرا اقتصاد ایران به رغم برخورداری از حدود سیصد میلیارد دلار سرمایه انباشته در چهار سال اخیر، اکنون در چنین وضعیتی به سر میبرد؟
مشکلات اقتصادی همزاد جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته بوده، منتها در دوره آقای احمدی نژاد اين مسئله بدتر شده است. اين دولت به صورت رسمیاعلام کرد که برنامه توسعه چهارم را معتبر نمیداند و همچنين به چشم انداز ۲۰ سالهای که قبلاً ترسيم شده بود نيز بیاعتنا است. در نتيجه کار به دست سياستهای روزمره يا در واقع بیسياستیهای روزمره و به انديشههای خامیکه دولت میپروراند، افتاده است.
اين دولت با سياستهای متناقض اقتصاد ايران را در معرض طوفانها قرار داده، نظام پولی کشور را بیاعتبار کرده، با نک مرکزی را به صندوق دولت تبديل کرده، با تزريق نقدينگی به جامعه به تورم دامن زده، به جای درمان بيکاری به صرف پول در زمينه پروژههای زودبازده پرداخته و به اقدامات متعارض و متناقض ديگری دست زده که مجموع آن فاجعه اقتصادی کنونی است.گفته میشود که سياستهای بانک مرکزی برای کنترل تورم در چهار پنج سال گذشته به تعميق هر چه بيشتر رکود دراقتصاد ايران دامن زده است. نشانههای آشکار اين رکود در سطح جامعه ايران کداماند؟
نشانههای رکود عبارتند از بيکاری کارخانجات و يا تعطيلی آنها به عنوان مثال درهمين سال گذشته بيش از ۱۴۰۰ واحد صنعتی تعطيل شده و ۲۰۰ هزار کارگر به خيل عظيم بيکاران پيوستهاند.
اين مسئله درحال تعميق است، چون از يک سو نيروی کار بيشتری وارد بازار میشود و مشاغل ايجاد شده کفاف آنها را نمیدهد و از سوی ديگر همين مشاغل موجود از بين میرود و به خيل بيکاران افزوده میشود. بحث خصوصیسازی از ديگر مسايلی است که در بيانيه جبهه مشارکت به آن پرداخته و گفته شده که اجرای سياست خصوصی سازی که میتوانست به اقتصاد ايران کمک کند در دولت آقای احمدی نژاد در واقع به نظامیسازی اقتصاد تبديل شده است. به طور مشخص منظور چيست؟
در دوران آقای احمدی نژاد سپاه پاسداران روی اقتصاد ايران دست انداخته و بيش از هميشه وارد فعاليتهای اقتصادی شده است. سپاه پاسداران قراردادهای ميليارد دلاری را بدون رقابت دراختيار گرفته است، به عنوان مثال قرارگاه خاتم الانبياء پروژههای نفتی را در دست گرفته و اکنون هم که روی شرکت مخابرات و دهها شرکت ديگر دست انداختهاند، به طوری که شرکتهای تحت اداره سپاه پاسداران اکنون به بيش از ۸۰۰ فقره رسيده است.
اين امر نشان ناميمون و خطرناکی است که آينده اقتصاد ايران را به شدت تهديد میکند و البته سطح مديريت را هم به شدت تنزل میدهد.اين روزها يکی ديگر از مباحث اقتصاد ايران، طرح هدفمند کردن يارانهها است. بسياری از اقتصادانها میگفتند اين طرح میتوانست در شرايط ديگری به نفع اقتصاد ايران باشد، اما امروز در بدترين شرايط انجام میگيرد که میتواند به فروپاشی اقتصاد ايران بينجامد. ارزيابی شما در اين مورد چيست؟طرحی که امروز به عنوان طرح هدفمند کردن يارانهها مطرح شده است، يکی از ماجراجويانهترين و خطرناکترين طرحهايی است که در۳۰ سال گذشته مطرح شده و پيامدهای آن به طور قطع منفی و مخرب است.
اين طرح به جای آن که يک طرح اقتصادی باشد، يک برنامه سياسی است برای يارگيری و حامیپروری و توزيع يارانهها در دست دولتی قرار گرفته که از سر تا پا به فساد و خودی و غير خودی بودن آلوده است.
درنتيجه کسانی که میتوانند از اين يارانههای مستقيم استفاده کنند به برگزيدگان دولت محدود خواهد شد و چيزی که عايد عامه مردم میشود افزايش چند برابر قيمتها خواهد بود. اگر اجرای اين طرح آغاز شود، يک سال نخواهد کشيد که نظام اقتصادی ايران از هم خواهد پاشيد.
----
مردم
مخالف طرح هدفمندكردن يارانهها هستند
مردم از
افزايش بيش از حد و بيرويه قيمتها و از ضعيفتر شدن
مستمندان ميترسند/ با اين راه سرمايه ملي ناعادلانه تقسيم ميشود
كسي
حق ندارد
يارانهها را تقسيم كند و بگويد به يك بخش ميدهيم به يك بخش نميدهيم.
ايلنا،
تارا بنياد:
«طرح هدفمند كردن
يارانهها» بحث روز مجلس، روزنامهها و رسانهها است. طرحي كه هشدار برخي از
مراجع
تقليد را در پي داشته و باعث درگيري بين مجلس و دولت شده است. اما اين ميان
هيچكس
از مردم نميپرسد كه نظر شما چيست و تنها مصطفي كواكبيان در سهشنبه گذشته روزي
كه
احمدينژاد وارد صحن علني مجلس شد و در پي درگيريهاي بين دو قوه، رفراندوم را
به
عنوان يك راهحل مطرح كرد.
خبرنگار ايلنا از خيابانهاي تهران گزارش ميدهد از
حدود صد نفر مردم تنها دو نفر اين طرح را تائيد ميكنند، كه از اين دو نفر
خانمي
ميگويد: به اين دليل كه مصرف انرژي توسط خود مردم كنترل ميشود و اگر من سختي
بكشم
براي بچههاي من خوب خواهد بود اما دليل آن يكي تنها اين است كه چون احمدينژاد
ميگويد خوب است پس حتما خوب است. تعداد زيادي از افراد كه از قشري هم بودند كه
در
واقع اين طرح براي رفاه آنان بود (چند كارگر شهرداري، چند باغبان، چند
دستفروش زن
و مرد) اصلا نميدانستند اين طرح چيست و متاسفانه براي طرحي كه جزئي از آن
بودند
براي آنها، هيچ اطلاعرساني و آگاهي نشده بود، تنها يك نفر از اين قشر ميدانست
اين
طرح چيست و البته نظري ممتنع در ارتباط با آن داشت، او گفت: نمايندههاي ما در
مجلس
در مورد آن تصميم ميگيرند.
البته قابل ذكر است بگوييم وقتي از هر
پاسخدهندهاي ميپرسيديم كه دقيقا ميدانيد اين طرح چيست، بيشترين اطلاعي كه
ميگرفتيم اين بود كه قرار است يارانهها از روي اجناس برداشته شود و ماهيانه
نسبت
به درآمد مردم به مردم پرداخت شود و هيچكس نميدانست مصرفكنندگان بايد آن را
بر
اساس قيمت تمام شده و بر اساس بهاي آن در بازارهاي منطقه خليجفارس خريداري
كنند و
در مقابل دولت وعده داده است پس از حذف يارانهها، به منظور جبران افزايش بهاي
كالاها، يارانهها به صورت نقدي بين خانوارها توزيع ميشود. اين يعني آنچه را
كه ما
بر اساس ريال دريافت ميكنيم بر اساس نفت خليجفارس بايد خرج كنيم.
با اين حال
در حالتي كه مردم تا اين حد آگاهي كمي از اتفاقي كه قرار است رخ بدهد داشتند،
درصد
قابل توجهي از آنها مخالف اين طرح بودند. اين افراد به طور اتفاقي از
پيادهروهاي
آزادي، جمهوري، وليعصر و تجريش انتخاب شدند و از نظر ظاهري به طبقات مختلفي از
جامعه در سنين مختلف تعلق داشتند.
يكي گفت: بنزين 100 توماني ميشه هزار تومان،
من راننده چطور بايد هر روز باكم را پر كنم؟حالا ماهي 50 تومان هم به من بدهند.
خانمي نيز گفت: وقتي قرار است يارانه را از روي اجناس بردارند، به من بدهند بعد
من پول بگذارم روش و دوباره از دولت چيزي بخرم و پول رو دوباره به دولت
برگردانم،حتما به ضررم خواهد بود!
علتها در بين طبقات مرفه و طبقات متوسط
متفاوت بود. خانمي گفت: اگر قرار باشد يارانهها به يك قشر تعلق بگيرد و به قشر
ديگر نه اصلا قابل قبول نيست و آقايي نيز به سرمايه ملي بودن يارانهها تاكيد
كرد و
گفت: كسي حق ندارد يارانهها را تقسيم كند و بگويد به يك بخش ميدهيم به يك بخش
نميدهيم زيرا اين سرمايه ملي ماست.
اما از طرف ديگر يك كارمند بانك گفت: اگر
از يارانه من كاسته شود و به كسي برسد كه واقعا احتياج دارد، باعث خوشبختي من
است
اما در صورتي اين اتفاق ميافتد كه بتوان اين قضيه را تشخيص داد كه به نظر من
اينطور نميشود، يعني شما فكر ميكنيد چند درصد افراد اطلاعات كامل دادهاند،
شايد
رئيس من كه دو برابر من حقوق ميگيرد درآمدش را نصف من نوشته باشد آن وقت
ناعادلانه
دوبرابر من يارانه خواهد گرفت، آيا اين صحيح است؟
پيرمردي نگران است از اينكه
اين سرمايهها از كشور خارج شود، او گفت: اگر آنچه ميگويند عادلانه بين مردم
پخش
شود ميتواند طرح خوبي باشد،
اكثر مردم به دو چيز اشتراك نظر دارند. آنان
ميترسند از افزايش بيش از حد و بيرويه قيمتها و از ضعيفتر شدن مستمندان.
مردم معتقد هستند اقتصاد ما هميشه در ارتباط مستقيم با قيمت بنزين بوده است،
آنها ميگويند هر گاه بنزين پنج ريال گران شده تمامي اجناس 50 ريال گران شده
حالا
با گراني چند برابر بنزين چه به سر قيمتها ميآيد، اين در حالي است كه
يارانهاي
كه قرار است ماهانه پرداخت شود مقداري ثابت خواهد بود،همچنين مردم اين نظر را
دارند كه اين طرح در زندگي مرفهين تغييري ايجاد نخواهد كرد، كسي كه ماشين چند
صد
ميليوني دارد برايش فرقي ندارد كه بنزين را ليتري صد تومان بخرد يا ليتري هزار
تومان اما اين اتفاق در زندگي يك راننده بسيار موثر است.
اكثر مردم موافقند كه
اين طرح ضمن گداپروري، باعث ميشود افراد از تلاش براي پيشرفت اقتصادي دست
بكشند
قشر ضعيف را از پيش ضعيفتر ميكند، ضمن اينكه اين حرف، نظريه نمايندگان مخالف
را
كه معتقد به حذف طبقه اجتماعي متوسط در نتيجه اجرايي شدن اين طرح و ايجاد تورم
بيش
از 60 درصد را تائيد ميكند.
|